أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

154

تجارب الأمم ( فارسى )

بگمارد ، كار خود را به ابن فرات واگذارد زيرا كه ديدارهاى او از ابن حوارى در پنهان بود نه آشكار . پس چون ابن فرات از نزد مقتدر بيرون آمده تنها شد ، ابن حوارى به نزد او در آمد . ابن فرات با او گرم گرفته در همهء كارها رايزنى كرده گفت : من پنج سال از كارها دور بوده‌ام . تو دست اندر كارى ، مىخواهم به من كمك كنى و حق دوستى بجا آورى ! ابن حوارى * سپاسگزارى كرد و از نيكخواهى دم زد . ابن فرات سخن به درازا كشانيد و آن را ناتمام رها كرده برخاست و به لب دجله به پائين آمده بر « طيار » خود سوار و ابن حوارى ، احمد بن نصر بازيار پسر برادر [ 1 ] ابن حوارى ، محمد بن عيسى داماد او ، على بن مامون اسكافى دبير او ، على بن خلف نيرمانى ، كه برادرش محمد بن خلف [ 2 ] با او پيوند وصلتى دارد ، را نيز با خود سوار كرده همه را گرامى داشت . مىگفت و مىخنديد ، تا به در خانه‌اش رسيد . سپس به عباس فرغانى پرده‌دارش آهسته دستور داد ابن حوارى و همهء كارمندانش را دستگير كند و همه را در اطاقى در خانه‌اش بازداشت كرد . ابن فرات در همين هنگام شفيع لؤلؤى را خوانده دستور داد خانهء ابن حوارى را زير نگهبانى نهند تا چپاول نشود و گروهى سواره و پياده با وى بفرستاد و دستور داد در خوراكى و آشاميدنى به وى گشايش دهند و خانه‌اى گشاده براى وى پاكيزه فرش كنند ، دبيران و دوستانش را از وى دور داشت . ابن فرات براى مصادره به دو پيام داد و ابن قرابه ميانجى ايشان شد كه هم با فرات نزديك و هم با ابن حوارى دوست بود ، و پس از گفتگوها قرار شد هفتصد هزار دينار براى خودش تنها ، غير از دبيران و كارمندانش بپردازد ، و شرط كرد كه احمد بن نصر بازيار آزاد شود تا پيش پرداخت را * كه دويست و پنجاه هزار دينار است بياورد . [ بازيار ] آزاد شد و خانهء ابن حوارى و كارمندانش از زير نگهبانى در آورده و به احمد بن نصر [ بازيار ] سپرده

--> [ ( 1 - ) ] در معجم الادباء 2 : 124 / 5 : 82 آمده است : پسر خواهر ابو القاسم بن حوارى . [ ( 2 - ) ] M : ضد گنوسيست كه وزير ابو ساج گنوسيست شد و نامه‌اى كيفر خواست مانند ، عليه او نوشت ( خ 5 : 279 ببعد ) كه او را مجبور به جنگ با قرمطيان كرد ، و منجر به كشتن او شد ( خ 5 : 297 ) .